السيد الطباطبائي
43
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
سپس مى گويد : گاهى اين اسامى را به خود نفس اطلاق مى كنند . يعنى عقل را مساوى نفس ناطق انسان مى دانند كه در زير مى آيد . اصطلاحات چهارگان مذكور اساس شناخت شناسى فيلسوفان معروف است كه حتى به متون كلامى متكلّمين نيز نفوذ كرده است و حتى گاهى از زبان افراد غير متخصص نيز شنيده مىشود . و حتى گاهى در محاورات اصول فقه و فقهى نيز مى آيد كه امام خمينى قدس سرّه ، به دست اندركاران علم اصول فقه و فقه هشدار مىدهد كه مسائل فلسفى را در اين علوم دخالت ندهند . « 1 » اصطلاح پنجم : عقل همان نفس ناطق انسان است كه به وسيله آن از ديگر جانداران متمايز مىشود . صاحبان اين اصطلاح همان ها هستند كه در بالا گفت : گاهى اين اسامى چهارگانه را به خود نفس اطلاق مى كنند . يعنى عقل را عين نفس ناطقه مى دانند . اصطلاح ششم مختص فلاسفه ارسطوئى است كه عقل را جوهر مجرّد قديم مى دانند كه نه ذاتاً تعلقى به ماده دارد و نه بالفعل . دو اصطلاح بالا نيز مال ارسطوئيان است اما به دو دليل مى توان آن دو را مختص ارسطوئيان ندانست : يك : افراد و علمائى هستند با اين كه ارسطوئى نيستند ( حتى افرادى كه مخالف ارسطوئيات هستند ) گاهى آن دو اصطلاح را به كار مى برند .
--> ( 1 ) - امام ( ره ) در كتاب « رسائل » ش مى گويد كه علم اصول فقه را خيلى بزرگ نكنيد زيرا آن ابزار است نه هدف . و در « كتاب البيع » مى گويد : مسائل فلسفى را در فقه دخالت ندهيد .